دام دوگانه

   در این اواخر پس از آنکه رژیم اسلامی حمایت شرکای بزرگی چون روسیه و چین را -(هرچند ضمنی و دوره ای)- به نفع غرب سست شده یافت برای تداوم سیاست خرید زمان خود نیاز مبرم به شرکا و بازیگران جدیدی داشت که از میان کشورهای گروه بیست، دو داوطلب یافت. جلب توجه برزیل چندان سخت نبود، دستیابی بیشتر به بازار بزرگی چون ایران آنهم در استراتژیک ترین منطقه ی دنیا (خاورمیانه) به اندازه ی کافی جذاب هست. علاوه بر این به هر حال داسیلوا و تیم اش احتمالا با خود اندیشیده اند که «در آمریکای لاتین ما از ونزوئلا و بولیوی چه کم داریم مگر؟!»
    جلب همسایه ی ازلی و البته رقیب تاریخی نیز برای ایران هرچند پرخرج اما آسان بود، حمایت ترکیه که پیشتر از اینها از سطح سیاسی و یا دیپلماتیک تا سیاست حفظ رژیم فراتر رفته بود با وعده های جذابی چون سهم بردن از منابع بزرگ نفت و گاز "پارس جنوبی" آنهم در شرایط غیررقابتی تکمیل شد. -البته هرکس دیگری نیز با توجه به منافع ملی-دولتی خویش از چنین فرصتی نهایت استفاده را می کرد و این رفتاری کاملا منطقی و قابل درک است- اما نباید فراموش کرد که طرف مقابل دولتی چون رژیم اسلامی ایران هست، چنانکه در اواخر فروردین ماه 1389 پروژه ای که وعده اش به ترکیه داده شده بود و حتی پیش قرارداد آن نیز به امضاء دو طرف رسیده بود (فازهای 22، 23 و 24 پارس جنوبی) در اختیار بخشی از ارتش دوم رژیم که در واقع وظیفه ی اصلی اش حفظ نظام هست یعنی "سپاه پاسداران انقلاب اسلامی" قرار گرفت (قرارگاه خاتم). دقیقا همانند سال 1383 و مناقصه های "راه اندازی فرودگاه امام خمینی تهران" (کنسرسیوم تاو) و "اپراتور دوم موبایل" (شرکت تورکسل). یعنی ترکیه نه در یک دام جدید بلکه در همان دام قدیمی اما دوباره افتاد. هرچند معلوم نیست که پشت پرده ی اظهارت متناقض رجب طیب اردوغان در هفته ی گذشته که سفر به تهران را در هاله ای از ابهام فرو برده بود دلشکستگی این مسئله قرارداشت یا پی بردن به ماهیت اصلی بازی هسته ای ایران و یا هر دو، ولی آنچه کاملا مبرهن است این همه بی دلیل نبوده. به هر حال ایران نیز بی کار ننشست و در آستانه ی اجلاس قریب الوقوع شورای امنیت و در آخرین لحظه پیام تضمین شده ای که اشاره به امضاء چنین معاهده ای داشت را به آنکارا ارسال کرد تا رضایت اردوغان را برای سفر به تهران کسب کند. به عبارت دیگر یعنی «حال که وارد بازی شده ای بهتر است که دست خالی خارج نشده و چنین فرصتی را به بازیگر دیگر حواله نکنی!»
    و به این ترتیب رای منفی دو تن از اعضاء موقت شورای امنیت سازمان ملل به لوایح مغایر منافع رژیم تضمین شد چرا که پس از چنان حال و هوای کارناوالی مراسم روبوسی و عکاسی، این مسئله دیگر نه حساب سود و فایده که موضوعی حیثیتی ست.
از دیگر سو رژیم ایران برای شرکای اصلی خود یعنی روسیه و چین نیز زمینه و بهانه ی کافی جهت نرمش نشان دادن و مانع تراشی در روند تصویب قطعنامه های جدید، فراهم کرد و بدین وسیله توپ را دوباره به زمین حریف انداخت که واکنش اولیه اعضاء گروه 1+5 را اثباتی بر این نظر می توان به حساب آورد. حال اگر این معاهده ی اولیه تصویب شده و به اجرا درآید غرب نه تنها به خواسته ی اصلی خود یعنی توقف کامل غنی سازی اورانیوم نرسیده بلکه موظف می شود که سوخت هسته ای غنی تری را نیز در اختیار ایران قرار دهد، ایران حداقل یک الی یک و نیم سال دیگر فرصت زمانی کسب خواهد کرد، قطعنامه های جدید اگر هم کاملا منتفی نشوند حداقل نرمتر خواهند بود و اگر تاسیسات جدید و تلاش برای دستیابی به منابع مواد خام رو به اتمام از سوی ایران فاش نگردد حداکثر یک الی یک و نیم سال دیگر با ایرانی قوی تر -(از لحاظ هسته ای)- بازی دوباره از سر گرفته خواهد شد. ولی اگر غرب با اظهار اینکه «این چیزی نیست که ما به دنبالش بودیم» نه مسیر توافق که راه حل تحریم را در پیش گیرد -(که چنین می نماید)- رژیم ایران با ایفای نقش معصوم و مظلومانه نزد افکار عمومی سیاسی جهان برای یافتن شرکای جدید تلاش خواهد کرد و حداقل سه الی شش ماه غنمیت زمانی و بهانه ای اخلاقی برای سرباز زدن از قطعنامه ها و تحریم های احتمالی بدست خواهد آورد ضمن آنکه غرب را نیز با شرکایی چون ترکیه، برزیل، چین و روسیه رودررو قرار خواهد داد.
   تحلیل دلایل اصلی بازی هسته ای که رژیم اسلامی آغاز کرده و مصرانه ادامه می دهد موضوعی ست که می بایست ذیل عنوانی جداگانه بحث شود که امیدوارم فرصت آن پیش آید.
    در عالم سیاست "برنده شدن همه ی طرفین" داستان سوررئالیستی بیش نیست. اگر طرف برنده ای هست شما یا "بازنده" اید یا "کمتر بازنده". اینک در این ماجرا در اکثر حالات طرف برنده مشخص است پس دیگر بازیگران چطور، "باخته اند" یا "کمتر باخته"؟!



آرش نیکنام - 1389/02/28

نسخه ترکی: Türkce version

 

/ 0 نظر / 5 بازدید